هیاهو برای نارگیلی که دست ما بهش نمیرسه!

همه فهمیدید که ترامپ رییس جمهور شد، طبیعتا واکنش‌ها نسبت به این اتفاق خیلی زیاد بوده و هنوزم ادامه داره، اما منو یاد موضوعی میندازه که دلم میخواد راجبش صحبت کنم. ‌نه تنها بعد از انتخاب ترامپ بلکه از مدت‌ها قبلشم عده‌ی زیادی از مردم خودمون شور و هیجانی برای این انتخابات و عزا و ماتمی هم پس از اون داشتند، معمولا مردم تو همچین زمانایی همشون شبیه راننده تاکسیای تحلیلگر می‌شن، که اتفاقا تاثیر مستقیمی هم از موضوع مورد نظر در زندگیشون می‌بینن. مثلا در مورد این انتخابات همشون میشن راننده تاکسیای تحلیلگر که میلیون‌ها دلار خرج کمپین تبلیغاتی خانم کلینتون کردن!

 

۱. راننده تاکسی اگه تحلیلگر قابلی بود راننده تاکسی نمی‌شد.

۲. راننده تاکسی‌ای تو ایران اگه راننده تاکسی‌ایه تو ایران، این همه جوش و دغدغه برای انتخابات آمریکا براش کار بیخودیه، قاعدتا این آدم مشکلات خیلی خیلی جدی‌تر و با اولویت بیشتری تو زندگیش داره که بخواد راجبشون صحبت کنه

۳. اون راننده تاکسی حتی اگر میلیون‌ها دلار خرج کمپین کلینتون کرده باشه، الان باس میفتاد در به در دمبال نجات پولش یا یه خاکی به سر ریختنش و اگه واقعا کلینتون براش مهمه بجای وراجی با خیال راحت پشت فرمون، میرفت دمبال چاره.

 

منم بعضی موقعا راننده تاکسی تحلیلگر می‌شم. ولی همیشه سعی میکنم ویژگی‌هاش رو یادم باشه تا کمتر شبیهش شم. ولی از همه راننده تاکسیای تحلیلگر میپرسم:

به شما چه که روسیه و یمن و … داره چیکار میشه؟

شما تو مکزیک زندگی میکنی یا در شرف دریافت اقامت آمریکایی یا سیاه پوستی یا  … ؟

اگه به شما ربط داره پس چرا صب تا شب فقط پشت فرمون نشستی داری سیگار میکشی و برا مردم داستان تعریف میکنی؟

 

پ.ن: این نوشته صرفا غرغری است بر فقدان عملگرایی در جامعه‌ی ما که معمولا سعی می‌شود با سخنوری جبران گردد.

یک کامنت برای “هیاهو برای نارگیلی که دست ما بهش نمیرسه!

  1. Pingback: یازده نکته درباره انتخابات آمریکا - مینیموم

پاسخ دهید